شیرین کاری علی و فاطمه
امروز علی و فاطمه جون با مامان کلی بازی کردید صبح ها فاطمه جون زودتر بیدار میشیو وقتی داداش علی بیدار شد اینقدر از خوشحالی علی علی میگی وبوس میکنی علی را و علی هم میگه اجیییییی اجییییی
وقتی بهت میگم فاطمه مامان دوست داری میگی آیه
به علی میگم مامان چنتا دوست داری میگه ده تا ولی فاطمه میگه ده
بهتون میگم کلاغ میگه علی میگه غا غا و فاطمه میگه آر آر
تازگیا مامان صندلیاتونا قایم کرده چون یادگرفتید هرجا دستون نمیرسه صندلیتونا ببرید و روش بایستید
اب میگید بهبه میگید و خودتون با قاشق غذا میخورید هرچند نصفشومیریزید ولی بازم خیلی وارد شدید هندونه را با چنگال میخورید فاطمه الوچه خیلی دوست داره
جفتتون عاشق زیتون و کاکائوید
موقع لباس عوض کردن فرار میکنید تا مامان بگیردتون
بازی قایم موشک را خیلی دوست دارید مامان قایم میشه صدا گربه درمیاره شماها پیداش میکنید
پتو بازی هم دوست دارید بابایی میره زیر پتو شماها هم میدویید میرید
چادربازی هم دوست دارید که بیشتر با مامان بزرگ بازی میکنید
خدارو خیلی خیلی شکر میکنم که همچین فرشته هایی را به ما سپرد


شیرین کاری علی و فاطمه
